بیزنس کوچینگ و جایگاه یابی

بیزنس کوچینگ: چگونه برند خود را بسازیم - جایگاه یابی

سث گودین، استاد بازاریابی، درباره اهمیت جایگاه یابی (پوزیشنینگ) در برندسازی صحبت می کند.

 

جایگاه یابی و فروش در کنار هم معنا پیدا می کند. آن گونه که "تراوت و ریس"، در کتاب خود نوشته و به ما آموختند، "جایگاه یابی"، حک شدن در نقطه ای خاص و برجسته از ذهن یک شخص است در قیاس با هر چیزی دیگری.

زمانی که "سون آپ" وارد عرصه شدند، یک مشکل اساسی وجود داشت: این که جایگاهی در ذهن مردم برای "کوکا کولا"، و نیز شاید برای "پپسی" بود و حالا "سون آپ" بود که قصد داشت جایگاهی مانند این ها را در ذهن افراد ایجاد کند. آن ها پول کافی برای انجام این کار نداشتند پول کافی برای این که بگویند: "آن ها را نخرید! ما مثل آن هاییم با این تفاوت که از آن ها بهتریم!". پس به جای این کار، آن ها شروع به ایجاد موقعیت و فرصت برای خود نمودند. آن ها با این شعار که: "این محصول کولا نیست!" یا "سون آپ، کوکا نیست و متفاوت با آن است!" وارد عرصه شدند. پس اگر کوکا در ذهن افراد جا داشت، سون آپ نیز در ذهن ها جا افتاد. حک شدن محصول شما در ذهن مشتریان و خریداران شما، باید به وضوح و به طور کامل و دقیق مشخص شده باشد اگر می خواهید مشهور و شناخته شده شوید و اگر می خواهید به چیزی که لایق آن هستید برسید و آن را به دست آورید. پس اگر من به شما بگویم: "بیایید برویم و از هرمز (Hermes)، کراوات بخریم!"، شما بلافاصله می فهمید که برای خرید کراوات هایی با حدود قیمت 300 دلار خواهیم رفت! چرا که آن ها محصولات و قیمت های خود را در ذهن ما به عنوان محصولاتی بسیار گران جا انداخته اند! و اگر به شما بگویم برای خرید به فروشگاه "اچ اند ام H&M" برویم و محصولات آن ها حراج شده است، بلافاصله می فهمید که برای خرید محصولات 12 دلاری خواهیم رفت!

بحث البته در زمانی  که می خواهیم این کراوات را بپوشیم، درباره ی این دو برند و این که جنس این کراوات از چه نخی است، نیست! این چیزی نیست که مردم به خاطرش خرید می کنند! مردم به خاطر موقعیت و شناخته شده بودن یک محصول یا یک برند، از آن خرید می کنند! موضوعی که برای آن ها مهم است و با خود و یکدیگر درباره ی آن حرف می زنند.

زمانی که شما درباره ی "جیل گرین برگ، عکاس"، فکر می کنید، جیل نمی گوید: "من درست مانند لیبویتز هستم اما جوان تر!" او نمی گوید که مانند سایر عکاس های فعال در زمینه ی مد است ولی جذاب تر! او نمی گوید: "چه جور عکسی را می خواهید؟ من برایتان می گیرم!" او می گوید: "این چیزی است که من می گیرم و من انجام می دهم! و نه هیچ کس دیگری! و هیچ کس تظاهر نمی کند که مانند من است و فقط یک جیل گرین برگ وجود دارد!"

شما می توانید یک چنین موقعیتی را برای خود ایجاد نمایید. شما می توانید، در صورتی که مثلا عکاس مراسم عروسی هستید، بگویید: "من فقط عکس های در فضای باز را می گیرم!" و نه فقط این، بلکه "من هزینه کرده ام تا تنها عکاسی باشم که در این موقعیت خاص قرار گرفته است و کنار آبشار نیاگارا عکس می گیرد!"

در این صورت شما صاحب یک موقعیت می شوید. شما یک عکاس عادی مراسم عروسی و عقد نیستید بلکه شما آن شخص و عکاس خاص هستید و این جاست که داستان اصلی و موفقیت شما به پیش می رود و ادامه می یابد حتی در زمانی که شما در جمع یا در سالنی حضور نداشته باشید.

 

برای دریافت محتواهای آموزشی رایگانی که فقط در اختیار اعضای وبسایت قرار می گیرد، اینجا را کلیک کنید و سپس در بالای صفحه ایمیلتان را وارد نمایید.

 

Comments

نظر دهید

کپچا

این سوال جهت مسائل امنیتی مطرح شده است