ویدیو انگیزشی

یک روز یک پدر جوان، با سه تا بچه ی قد و نیم قد، سوار اتوبوس شدن.

پدر راه خودش رو پیدا کرد و رفت روی صندلی ای در یک گوشه نشست و بچه ها هم هوارکشان و

فریاد کشان، توی راهرو اتوبوس شروع کردن دنبال هم دویدن.

اینقدر سر و صدا کردن که یواش یواش مسافرا کلافه شده بودن.

به بچه ها چپ چپ نگاه می کردن، به پدره چپ چپ نگاه می کردن.

یک چند دقیقه ای که گذشت، یکی از انتهای اتوبوس دیگه به ستوه اومده بود و فریاد زد:

آقا! جلوی بچه هاتو بگیر، سرمون رفت!

آقاهه یهو به خودش اومد و از جاش بلند شد و رو به همه مسافرها گفت: خیلی عذر میخوام از همه تون.

ببخشید، من اصلا توی حال خودم نیستم.

همین الان از بیمارستان اومدیم و متاسفانه همسرم رو از دست داده ام.

نمیدونم اصلا با این بچه ها باید چیکار کنم!

دوست خوب من، تا با کفش تنگ کسی راه نرفتی، اونو قضاوت نکن.

 

برای سفارش کتابهای پرفروش دکتر اناری ("1-2-3 بدرخش" و "از تخصص به درآمد") که مخاطبانی فارسی زبان از 19 کشور مختلف داشته اند، به وبسایت ایشان مراجعه فرمایید: www.shahabanari.com

Comments

توسط fsoleimanian در 2019-05-29 00:34

عالی بود

توسط کاربر ناشناس در 2019-06-23 07:25

فوق العاده بود.

نظر دهید