دو روش موثر برای عبور از بی‌انگیزگی میانه مسیر

شما می خواین یک درصدی بشین. مثلاً یک آزمون رقابتی دارین و می خواین جزو رتبه های برترش بشین. یا توی بازار کار می‌خواید یک برند خوشنام و موفق بشین ولی بی انگیزه اید و تنبلی می کنید. روزهایی هست که بیدار میشین و انگیزه و اراده و شوق کافی رو برای رفتن به دنبال اهدافتون ندارین. من هم همین طوری بودم. زمانی که محصل بودم روزها و هفته هایی پیش می اومد که صبح بیدار می شدم و انگیزه کافی رو نداشتم. فکر می کردم این همه دارم درس می خونم، تلاش می کنم و  زحمت می کشم ولی خیلی نتایجم عوض نمیشه و بعید می دونستم که به اون رتبه برتری که دلم می خواست برسم. یا وقتی که داشتم به عنوان یک مشاور، مربی، مدرس و سخنران برندم رو مطرح می کردم، روزها، هفته ها و گاهی ماه هایی می‌گذشت که انرژی و انگیزه ام رو از دست می دادم چون از کارم نتیجه نمی گرفتم و خصوصاً در فروش محصولات و خدماتم مشکل داشتم.

 در طی این مدت، بر اساس دانشی که به دست آوردم و تجربه ای که حاصل شد، دیدم دو روش بسیار موثر برای عبور از این بی انگیزگی و تنبلی میانه مسیر وجود داره:

1- یکی اینه که به جای اینکه به چه چیزی فکر کنید ،به چرا فکر کنید. به جای اینکه به این فکر کنید که چه چیزی هست که باید انجام بدم و چه کاری رو باید الان انجام بدم ، فکر کنید چرا باید انجامش بدم، چرا من باید به نتیجه برسم؟ مثلا وقتی محصل بودم فکر می کردم چرا من باید رتبه برتر بشم؟ و وقتی فکر می کردم می دیدم که خب رتبه برتر شدن باعث میشه که من مسیر تحصیلی و شغلی ایده آلی رو برم و نهایتاً به درآمد خوب برسم  و زندگی مرفه و خوبی رو برای خودم درست کنم. نه تنها برای خودم، بلکه خانواده ام رو تامین بکنم، بلکه با موفقیت در کارم بتونم به جامعه ام، شهرم، کشورم و شاید به جهان کمک کنم و این انگیزه رو در من بیدار می کرد. همینطور وقتی به عنوان مدرس و سخنران می خواستم خودم را مطرح کنم و نتیجه نمی گرفتم، فکر می کردم چرا من باید مطرح بشم، چرا باید موفق بشم؟ و بعد به این نتیجه می رسیدم که خب به آزادی مالی می رسم، هر چی دلم بخواد خرج می کنم، هر جایی دلم بخواد زندگی می کنم، هر زمانی دلم بخواد کار می کنم و با هر کسی که دلم بخواد کار می کنم. و این نه تنها برای خودم خوبه، به خانواده ام کمک می کنم، اون ها رو تامین می کنم و از طریق محصولات و خدماتم به بقیه کمک می کنم. از طریق مشاوره ها و مربی گری می تونم مشکلات بقیه رو حل بکنم و اون ها رو شاد کنم، اون ها رو موفق کنم و این انگیزه رو در من بیدار می کرد.

2- روش دومی که کمک می کنه این بی انگیزگی و تنبلی میانه مسیر از بین بره اینه که بیاین با خودتون صادق باشین، اگه به نتیجه نرسین، چه دردها، چه ضررها و چه مشکلاتی در انتظارتونه؟ شاید یکم دردناک باشه ولی بهش فکر کنید. مثلاً وقتی که من محصل بودم فکر می کردم اگه که رتبه برتر نشم، اگه موفق نشم این چیزی که دلم می خواد قبول بشم چه مشکلاتی پیش خواهد آمد. صادقانه شاید یکم دردناک باشه فکر کردن بهش، ولی اینه که اعتماد به نفسم رو شاید از دست بدم، شاید بعداً دنبال هدف های بزرگ دیگه نرم توی زندگی، شاید از نظر مالی مشکل پیدا کنم و همیشه هشتم گروی نه ام باشه و دوست نداشتم اینجوری باشه. شاید خانوادم را ناامید بکنم. شاید اون تاثیری که می تونستم در شهرم، جامعه ام، کشورم و در دنیا بذارم دیگه هیچ وقت محقق نشه و این دردناک بود و باعث می شد که انگیزه بگیرم و  اقدام بکنم . همینطور به عنوان یک مدرس و سخنران وقتی تلاش می کردم، فکر می کردم به اینکه خوب اگه من بهش نرسم  چه دردهایی در انتظارمه و فکر می کردم که خب، مهمتر از همه اینه که من اون نقطه نبوغ خودم رو عملیاتی نکردم . اون توان و استعداد و اون هدف وجودی  که براش اومدم روی کره زمین رو نتونستم عملیاتی بکنم  و نتونستم به بقیه باهاش کمک بکنم و این باعث می شد که من باز هم تلاش کنم و از اون بی انگیزگی میانه مسیر عبور کنم.

حالا من می خوام شما رو تشویق بکنم به این که هر موقعی و هر روزی که از خواب بیدار میشین  و انگیزه و اراده کافی رو ندارین، فکر بکنید که:

1 - چرا باید به هدفتون برسید؟ چرا انجام دادن این کارها مهمه؟

 و  2- فکر کنید به اینکه اگر به هدفتون نرسین چه درد ها، چه رنج ها و چه مشکلاتی ممکنه در انتظارتون باشه؟ 

 

 

برای سفارش کتابهای پرفروش دکتر اناری ("1-2-3 بدرخش" و "از تخصص به درآمد") که مخاطبانی فارسی زبان از 19 کشور مختلف داشته اند، اینجا را کلیک کنید.