دو مانع اصلی موفقیت در فروش

در این ویدیوی کوتاه، من با شما در مورد دو مانع عمده ی فروش موفقیت آمیز صحبت می کنم.

 

  بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک نزد من می آیند و در مورد مشکلات خود در خصوص فروش با من صحبت می کنند.آنها  می گویند که نمی توانند به خوبی معاملات را جوش بدهند، مشتریان زیادی به آنها مراجعه نمی کنند و در نتیجه درآمد کافی نیز  ندارند.

 صادقانه  بگویم؛ فروش، نادیده گرفته شده ترین و سوء تفسیر شده ترین  مهارتی است که کارآفرینان باید داشته باشند.

 دو مانع عمده برای جوش دادن معاملات فروش، فروش بیشتر و در نهایت موفقیت در فروش چه هستند؟

 1. اولین مانع:

اولین مانع چیزی است که من آن را "سیستم اعتقادی" می نامم؛ یعنی نوع باورها و افکار عمیق و ریشه داری که صاحبان کسب و کار در مورد فروش و فروشنده بودن دارند.

بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک در هنگام فروش و فروشندگی فکر می کنند که باید از مفهوم "فروشنده خودرو دست دوم" استفاده کنند، و شما چنین شخص سمجی که  می خواهد نظر خود را بر مشتری تحمیل کند پولشان را بگیرد و بزند به چاک را می شناسید.

خوب، اگر ما این مفهوم و این باور و تعریف در مورد فروش را به یک تعریف توانمند ساز تغییر دهیم چه اتفاقی می افتد؟!

جف بیزوس(Jeffrey Preston Bezos) می گوید: "ما مشتریانمان را به عنوان مهمانانی که به مهمانی ما آمده اند  تصور می کنیم و تلاش می کنیم تا هر روز برخی از جنبه های تجربه آنها اندکی بهتر شود".

بنابراین، چه می شود اگر ما خودمان را به عنوان میزبانی بدانیم که تلاش می کند تا تجربه مشتریانش را هر روز بهتر کند؟! چه می شود اگر ما خودمان را به عنوان یک مشاور و متخصص در حوزه خاصی در نظر بگیریم و سعی کنیم تا مشتریان ما به بهترین و موثرترین تصمیم گیری و انتخاب خود برسند؟! چه می شود اگر ما خودمان را به عنوان افراد در خدمتی بدانیم که به دنبال موثرترین و مقرون به صرفه ترین راه حل برای مشتریانشان هستند؟!

2. دومین مانع:

دومین مانع موفقیت در فروش، "فقدان یک فرایند فروش سنجیده" است که در آموزشهای من، یک چرخه ی فروش چهار مرحله ای آموزش داده می شود که در آن، ما یک شخص کاملا غریبه را به یک مشتری احتمالی  و سپس به یک  مشتری و در نهایت به یک طرفدار وفادار تبدیل می کنیم.

 این فرایند مستلزم صرف زمان برای ایجاد نوعی از رابطه مبتنی بر اعتماد است که در واقع آن غریبه ها را به درون این فرایند می کشاند و آنها را به یک طرفدار وفادار تبدیل می کند. بنابراین، کل این فرایند با ایجاد آگاهی نسبت به نام تجاری ما و نسبت به اینکه ما که هستیم و چه می کنیم آغاز می شود و با پیگیری از مشتریان احتمالی که به نظر می رسد به آنچه که ما انجام می دهیم علاقمند هستند، ادامه می یابد و در مرحله بعدی به مذاکره و مکالمه در خصوص فروش می رسد، جایی که ما با آنها در مورد ارزش ها و مزایای کار با ما و محصولات یا خدمات خود صحبت می کنیم، و در نهایت ما تکنیک هایی برای درخواست کسب و کار و رسیدگی به ایرادات و انتقادات داریم.این چیزی است که در طول زمان اتفاق می افتد و این یک ساختار ایجاد ارتباط و اعتماد  است.

"آتش زندگی و کسب و کارتان را روشن کنید"

دکتر شهاب اناری

 

برای اطلاع بیشتر از کتاب "از تخصص به درآمد" دکتر اناری (فرمول قدم به قدم برای کسب درآمد بالا از دانش و مهارت تخصصی) اینجا را کلیک کنید.

 

Comments

نظر دهید