معیار واقعی موفقیت بر اساس اصول کوچینگ چیست؟ رسیدن به هدف؟

دوستان خوبم...

چندی پیش در سمیناری داشتم برای مخاطبانم می گفتم که متر و معیار موفقیت چیست؟ خیلی از افراد فکر می کنند که متر و معیار واقعی موفقیت این است که ما به اهدافی که می گذاریم، دقیقا برسیم و به نتایج دلخواهمان دست پیدا کنیم و ارزش خودشان و موفقیت خودشان را با این می سنجند که آیا ما به آن هدف رسیده ایم یا خیر.

برخی اهداف تحصیلی دارند و می خواهند در تحصیلشان یا در آزمون هایشان موفق شوند و نتیجه بگیرند و برخی درگیر مسابقات هستند و می خواهند در مسابقات نتیجه بگیرند؛ برخی در کسب و کارشان و در مسیر حرفه ای و شغلیشان می خواهند به اهدافی که تعیین کرده اند برسند و به یک جایگاهی برسند حال از نظر مالی یا اجتماعی و برخی نیز در مسیر کلی زندگیشان یک سری اهداف را تعیین کرده اند و دوست دارند به آن ها برسند.

نکته ای که در اینجا پیش می آید، این است که "متر و معیار موفقیت چیست؟" و آیا واقعا این است که ما اگر به هدف رسیدیم موفق هستیم و اگر نرسیدیم نا موفق هستیم؟

عرض من این است که خیر! اینطور نیست!

به نظر من متر و معیار موفقیت، این است که "شما در فرآیند و مسیر رسیدن به موفقیت و دنبال کردن آن هدف، تبدیل به چه فردی می شوید؟"

آیا تبدیل به فردی می شوید که خصوصیات یک انسان ارزشمند را به دست می آورد؟

در اینجا بحث ما فلسفی نیست! بلکه می خواهم به مسئله ای اشاره کنم. به مثال من توجه کنید:

یکی از بهترین بازیکنان دنیا حالا "مسی" یا "رونالدو" فرض کنید یکی از این دو نفر می خواهد پنالتی بزند. اگر این پنالتی به خارج برود، آیا ما می گوییم این شخص شکست خورده است؟

خیر!

و متر و معیار موفقیت او، توسط یک اقدام یا اینکه به هدفی می رسد یا نمی رسد، تعریف نمی شود بلکه توسط شخصیتی که به آن تبدیل شده است در طول زمان و مهارت هایی که کسب کرده است و خصوصیت هایی که به دست آورده است و توانسته است پتانسیل واقعی خودش را عملی کند، پای اهدافش بایستد و خب البته بالا پایین هایی نیز دارد زمانی می تواند و زمانی نمی تواند و یک پنالتی را گل می کند و یکی را از دست می دهد اما در مجموع، این فرد خصوصیاتی و ارزشی را که به دست آورده است، نشانه و متر و معیار موفقیت اوست.

جور دیگری نگاه کنیم!

در بازی تیم ملی مان با اسپانیا در جام جهانی، خب تیم ملی 1-0 به اسپانیا باخت اما تقریبا همه ی مردم بعد از آن می گفتند که ما موفق شدیم. چطور است که ما یک گل خوردیم و بازی را باختیم اما فکر می کنیم موفق شدیم؟ چون متر و معیار موفقیت لزوما نتیجه ی نهایی نیست! بلکه این است که در مسیر چقدر تلاش کردید؟ آیا پای هدفت ایستادی؟ آیا تبدیل به فردی شده اید که واقعا در طی مسیر خصوصیاتی به دست آورده است که بعدها نیز در هدف گذاری های بعدی اش در سال های آینده زندگی اش بتواند از آن خصوصیات استفاده کند و اهدافش را دنبال کند یا خیر؟

یک مثال دیگر.

از عزیزان و نزدیکان من فردی است که در سال اول کنکور قبول نشد اما در سال دوم قبول شد و الان نیز یک پزشک متخصص بسیار بسیار موفق است. ما افرادی را داریم در مقاطعی از زندگیشان نتایجی نگرفته اند ولی موفقیت هایی داشته اند. خود من از برخی از بیزینس هایی که راه انداختم موفق نبودم و بعد از یکی دو سال با کلی ضرر از آن خارج شدم اما در مواردی توانستم نتیجه بگیرم. متر و معیار موفقیت من آیا آن بیزینسی است که در آن شکست خورده ام؟ یا آن بیزینسی است که در آن موفق بوده ام؟ آیا آن نتیجه ای است که بهتر از همه به دست آورده ام یا آن نتیجه ای است که خیلی بد بود و به دست آورده ام؟

نکته این است که نتیجه ی نهایی مستقل از ارزش شماست. به عقیده ی من متر و معیار موفقیت شما این است که شما چقدر جنگیده اید و چقدر به پای هدفتان ایستاده اید. چقدر خصوصیات ارزشمند اخلاقی دارید؟ چقدر تبدیل شده اید به انسانی ارزشمند برای خودتان، خانواده تان و یا جامعه تان؟ چقدر تبدیل شده اید به انسانی که وقتی هدفی را قرار می دهد و انتخاب می کند تا آخر آن هست و ادامه می دهد و زحمت می کشد و پای آن می ایستد و تمام تلاشش را تا لحظه آخر می کند؟

من از شما می خواهم سوال کنم که برای هدف مهمی که دنبال می کنید، هر چه که هست، چقدر واقعا این گونه است که تمام تلاش خودتان را می کنید تا لحظه آخر می جنگید و ناامید نمی شوید؟

و این، همان متر و معیار واقعی موفقیت است.

 

دریافت کتاب 1-2-3 بدرخش دکتر اناری با 20 درصد تخفیف. کتابی بر مبنای اصول کوچینگ برای رسیدن به عملکرد حداکثری و ورود به 1 درصد برتر در زمان کوتاه. 

دوستان ساکن ایران اینجا را کلیک کنند و دوستان ساکن خارج کشور اینجا را کلیک نمایند.