مدرسان، مشاوران و مربیان.  بخش دوم: 5 درس بزرگ از 21 سال تجربه

چگونه می توانید از دانش و مهارت تخصصی خود، درآمد بالایی کسب کنید؟ در قسمت دوم این ویدیو دکتر اناری درباره ی تجربیات 21 ساله ی خود در زمینه ی Expert Business صحبت میکند.

 

بخش اول این سلسله محتوا را در اینجا ببینید.

 

سلام به شما دوستان عزیز. شهاب اناری هستم. دوست شما، مربی شما، خدمتگزار شما. یکبار دیگر خدمتتان رسیدم تا این ویدئو (Live اینستاگرام) را برای دوستان مدرس، مشاور، مربی، نویسنده، سخنران و دوستانی که اصطلاً در Expert Business هستند (یعنی در کار و کسبی هستند که قرار است با دانش و مهارت تخصصی خود درآمد بالا کسب کنند، به مخاطبانشان کمک کنند و اثر مثبتی در جامعه مخاطبینشان ایجاد کنند) تهیه نمایم.

از آنجاییکه 21 سال است که در این بازار و فضا حضور دارم و با چندین ده هزار نفر در ایران، در عرصه بین المللی و هم اکنون در کانادا کار کرده ام، خیلی از افراد با مشاهده این فعالیت های گسترده، کتاب های پرفروش، سخنرانی ها، همایش های بزرگی که در ایران، کانادا و جاهای دیگر برگزار می نمایم، وبینار، سمینار، از من میپرسند این کارها چگونه است؟ چگونه می شود آنها را انجام داد؟ چگونه می توان در این زمینه ها فعالیت نمود و موفق شد، مخاطب داشت، درآمد کسب کرد، زندگی دیگران را بهبود داد، زندگی خود را بهتر کرد و یک برد - برد واقعی اتفاق بیافتد؟

همانطور که در قسمت اول این ویدئو ها خدمتتان گفتم، به اعتقاد من کار Expert Business یکی از بهترین کسب و کارهای روی زمین است. کاری که شما با استفاده از دانش و مهارت تخصصی خود درآمد کسب کنید و به دیگران کمک نمایید (به عنوان مدرس، مشاور، مربی، نویسنده و سخنران). اما چرا؟

بدین دلیل که هزینه سربار آن بسیار کم است. شما خودتان به تنهایی می توانید تا مدت ها کار کنید (من تا مدت ها خودم به تنهایی بودم، هیچ هزینه سرباری نداشتم، هیچ دفتر کاری نداشتم، هیچ کارمندی نداشتم. تا بعدها آنقدر کار گسترش پیدا کرد که به کارمند و نیروی نیمه وقت و تمام وقت و فضای انحصاری و اختصاصی و غیره نیاز شد). همچنین در کنار هزینه های کم، می توان درآمد بسیار بالایی داشته باشد به این دلیل که هرکسی از عهده آن بر نمی آید و رقابت میان کسانیکه می توانند خوب آن را انجام دهند در مقایسه با کارهای دیگر می تواند کمتر باشد. در عین حال و از همه اینها مهمتر، آن است که کار فوق العاده ای است که در آن به دیگران کمک می کنی و نتیجه بی نظیر آن را می بینی. در هر حیطه ای که باشد و مخاطب شما هر کسی که باشد (کودک، بزرگسال، محصل، صاحب کسب و کار، کسی که دیابت دارد، کسی که به Gaming علاقه دارد، کسی که به ورزش علاقه دارد، کسی که بافتنی می بافد و در هر حیطه ای از جمله حیطه های عجیب و غریب)، افراد دانش تخصص داشته اند و با آن توانسته اند به مخاطبانشان کمک کنند. یکی از افرادی که اخیراً قصد استفاده از خدمات من را داشت، شخصی بود که خود به دیگران برای افزایش قد کمک می کند. این بدان معنی است که می شود در حیطه ای دانش تخصصی داشت، آن را در قالب یک بسته آماده نمود و با داشتن استراتژی مناسب، کار و کسب فوق العاده ای را ایجاد نمود.

امروز قصد دارم راجع به پنج درس بزرگی که طی این 21 سال از کار تخصصی، از کار تدریس و مشاوره و مربیگری و نویسندگی و سخنرانی، در ایران و در سطح بین المللی کسب کردم، با شما در میان بگذارم و امیدوارم بتواند به شما کمک کند. انشاالله بر اساس بازخورد و انرژی های خوبی که از شما خواهم گرفت، اگر وقت داشتیم این مباحث را در آینده ادامه بدهیم.

این پنج درس بزرگ چیست؟

درس اول آن است که از همان ابتدا سعی کنید مخاطبانتان و تخصص خود را حتی الامکان تعریف و مشخص نمایید. از همان ابتدا سعی کنید مخاطبانتان، بازار هدفتان (Target Market) و تخصصتان (Specialty یا Niche) را تعریف نمایید. من به تجربه این موضوع را فهمیدم. چند داستان کوتاه از خودم را برایتان تعریف می کنم که آنچه از کار با افراد متعدد دیده ام را به شما بگویم.

در همان اوایل کار یعنی 21 سال پیش که به کار آموزش زبان وارد شدم (مهارت زبانم نسبت به میانگین خیلی خوب بود)، در همان زمان با همکاری برادرم یک کتاب پر فروش نوشته بودم. یعنی تصور کنید در ابتدای کار وارد فضایی شوید که یک کتاب پرفروش داشته باشید. اما یک مسئله داشتم. تصور می کردم بدلیل آنکه مهارت زبانم خوب است در هر حیطه ای از زبان می توانم مخاطب داشته باشم (IELTS، TOEFL، مکالمه، زبان کنکور، آزمون دکتری و ...). هنگامی که مخاطب و تخصص خود را بطور دقیق تعریف نمی کنی و تصور می کنی که جعبه ابزاری را در اختیار داری که هر کس خواست می توانم به وی محصول و خدمات خود را ارائه دهم، نتیجه دلخواه را بدست نخواهی آورد. به یاد دارم در اوایل کار با وجود آنکه زبانم فوق العاده بود و کتاب موفق داشتم، متقاعد کردن افراد بسیار مشکل بود به این دلیل که آنکه یک تخصص و بازار هدف اختصاصی برای خود تعریف نکرده بودم. هر کسی از راه میرسید و خدمتی را درخواست می نمود به او پاسخ مثبت می دادم (واقعاً توانایی انجام آن کار را تا حد مناسبی داشتم) ولی این موضوع جلوی موفقیتم را می گرفت چرا که متخصص یک گروه خاص یا متخصص یک بازار هدف ویژه شناخته نمی شدم یا حداقل خودم را با آن عنوان معرفی نمی کردم.

کم کم با ادامه مسیر در این راه و شناختن آنکه باید برخی حوزه ها را حذف نمایم و روی گروه های خاصی کار کنم، توفیقات بسیار بیشتری کسب کردم. اگر چه از لحاظ دانشی و مهارتی کار خودم را بلد بودم ولی وقتیکه در یک حوزه متمرکز می شوید چند اتفاق می افتد:

اولاً دیگر تمامی پیغام های شما برای آن بازار هدف خاص است و آنها با پیغام شما ارتباط برقرار می کنند. چون با آنها صحبت می کنی (مثل همین الان که در حال صحبت برای مدرسان، مشاوران، نویسندگان و سخنرانان هستم و نه برای هر کسی)، با صحبت شما ارتباط برقرار می کنند به این دلیل که آن را درک می کنند، لمس می کنند و می فهمند که شما تجربه اش را دارید و بنابراین وقتی با گروه هدف خاصی صحبت می کنی، مخاطب با شما ارتباط برقرار می کند.

دومین نکته آن است که همه ما یک سری انرژی، پول و وقت محدود داریم و در نتیجه وقتی قصد بازاریابی و ورود به یک گروه بازار هدف داریم تا در آن موفق شویم، اگر آن را به یک حوزه متمرکز کنیم قطعاً نتیجه بهتری خواهیم گرفت. اگر اشعه خورشید را با یک ذره بین روی نقطه ای از کاغذ متمرکز کنیم، آن اشعه کاغذ یا برگ را خواهد سوزاند ولی اگر نور خورشید پراکنده باشد هیچ چیزی را نمی سوزاند. یعنی تمرکز روی بازار هدف بسیار مهم است. پیدا کردن و انتخاب این بازار خود بحث بسیار مفصلی است و می دانم و می شونم که خیلی از شما خصوصاً دوستانی که در حیطه مشاوره و مربیگری کار می کنند، به طور خاص در سال های اول قدری درگیر این موضوع هستند. ما یک سری متدولوژی برای این موضوع داریم که البته الان وقت طرح آن نیست چراکه قصد دارم درس هایی که به طور شخصی گرفته ام را برای شما بیان کنم. اگر محتوای بیشتر خواستید می توانید کتاب "از تخصص به درآمد" را مطالعه فرمایید و اگر محتوای خیلی بیشتر نیاز داشتید می توانید دوره "1-2-3 جذب مشتری" بنده را تهیه نمایید. الان بحث تعریف و مشخص کردن بازار هدف و متعهد بودن به آن است. این موضوع بدان معنی نیست که همه کسانیکه در بازار هدف می توانند از محصول و خدمات ما استفاده کنند را نادیده بگیریم و بگوییم به ایشان خدمات ارائه نمی دهم و هر کسی غیر از این بازار هدف تعریف شده به من مراجعه نماید به وی پاسخ منفی داده و درب ها را به روی او می بندم. لزوماً اینگونه نیست. شما بازار هدف را خاص تعریف می کنید (مثلاً کودکان ADHD، خانم هایی که به تازگی طلاق گرفته اند، دانش آموز دبیرستانی که قصد یادگیری فیزیک را دارد، کسی که می خواهد برای آزمون IELTS آکادمیک آماده شود، کسی که می خواهد فن بیان یاد بگیرد، صاحب کسب و کار کوچکی که می خواهد بازاریابی را یاد بگیرد، صاحب کسب و کارهای بزرگی که قصد یارگیری سیستم سازی را دارد و ...). اگر شما در این زمینه مشاور، مربی، سخنران، نویسنده یا مدرس هستی، وقتی گروه های هدف را تعیین می کنی و محصول و خدمات شما مناسب گروه های دیگر نیز هست، در صورت مراجعه و داشتن وقت و علاقه، می توانی به وی نیز محصول و خدمات خود را ارائه کنی. ولی خودت در ابتدا (روی صحبتم با دوستانی است که در مراحل ابتدای کار خود هستند و قدری متمرکز نیستند) حتماً باید بازار هدف را مشخص کنید. یک نکته دیگر آن است که شما می تواند به طور همزمان تا سه بخش (Segment) را در بازار هدف مورد هدف قرار دهید (Target کنید). یعنی اگر در اوایل کار خود هستید و هنوز سیستم سازی و تیم ندارید و هنوز 10 نفر نیروی دیگر ندارید که برایتان کار کنند، شما در آن واحد تا سه بخش را می توانید Target کنید ولی توصیه من معمولاً آن است که با یک بخش و با یک پیغام تخصصی برای یک بازار هدف (Target Market) مشخص شروع کنید و تمام توان خود را برای تولید محتوا، بازاریابی، مکالمات فروش، Networking و ... روی آن بخش قرار دهید و در طی زمان به درآمد خیلی خوب برسید (به اعتقاد من 10 هزار دلار در ماه یا 10 میلیون تومان در ماه) و سپس به سراغ یک گروه دیگر بروید. اغلب افرادی که تازه کار هستند بدلیل حریص بودن نمی توانند بقیه را رد و حذف کنند، می خواهند همه کار انجام دهند و تصمیم می گیرند برای این مشتری این کار را انجام دهند و برای مشتری دیگر کار دیگر را. این موضوع را بسیار زیاد می بینم و برایم خنده دار است. به این خاطر مشاهده می کنم که این افراد در ابتدای کار هستند و به این مفهوم (Concept) توجهی ندارند. البته خندیدن نه از روی بدجنسی، به این خاطر که می بینم من هم در ابتدای کار اینگونه بوده ام و آن فرد به این مسئله توجهی ندارد. از یک طرف می گوید من مربی (Coach) روابط زن و شوهر هستم و از یک طرف دیگر می گوید برای مسیر شغلی می توانم به افراد کمک کنم و از طرف دیگر ادعا می کند که مدیریت پروژه (Project Management) هم آموزش می دهم. یعنی چی (What the heck)؟ این موضوع البته شدنی است اگر در یک حیطه سال ها کار کنیم و برند شویم (همانطور که توضیح دادم یعنی پول کافی در بیاوری، تاثیرگذاری داشته باشی و بسته ای کامل از خدمات داشته باشی) می توانیم آن را روی Auto Pilot بگذاریم و برای آن تیم جداگانه بگذاریم و سیستم خودش جلو برود و حالا سراغ بخش بعدی و بعدی برویم. ولیکن اغلب افرادی که تازه کار خود را شروع می کنند چنین چیزهایی در اختیار ندارند و همه چیز در مراحل اولیه، نامشخص و نصف و نیمه است. بنابراین توصیه من آن است که تصمیم بگیرید، مشخص کنید، یک گروه را انتخاب کنید، متعهد شوید، جلو بروید و بعداً آن را گسترش دهید. این نکته اول که به نظر من خیلی مهم است و بسیاری افراد وقتی کار خود را شروع می کنند این مشکل را دارند که در واقع همه کاره و هیچ کاره هستند.

نکته دوم که در طی این سال ها یاد گرفته ام آن است که از همه چیز مهمتر، ارزشی (Value) است که شما به مخاطبانتان می دهید. از همه چیز مهمتر راه حل هایی است که برای مشکلات و چالش های مخاطبانتان و برای کمک کردن به آنها در رسیدن به اهدافشان ارائه می دهید. هیچ کس برایش مهم نیست که شما چند ده هزار، چند صد هزار یا چند میلیون Follower دارید مگر آنکه کار و حرف شما و محصول و خدمات شما دردی از آن فرد را دوا کند. ممکن است فردی برای سرگرمی، برای گذران وقت، برای آنکه بخندد، برای آنکه اساساً چیزی یاد بگیرد، شما را در شبکه اجتماعی Follow کند و یا از محصولات و خدمات رایگان شما استفاده کند ولی اگر ارزشی دریافت نکند، اگر تحولی در او رخ ندهد، اگر از قبل به بعد برای وی اتفاق یا تغییر بزرگی رخ ندهد، هیچ اهمیتی ندارد و هیچ درآمدی برای شما ایجاد نمی کند و هیچ کار و کسب قابل اتکایی بر اساس آن ایجاد نخواهد شد. بعضی افراد راه را برعکس می روند. به جای آنکه ابتدا یک ارزش، محصول و خدمات فوق العاده تولید کنند، مهارت خود را تقویت کنند، در کار خودشان فوق العاده شوند و آن محصول بی نظیر را تولید کنند، راه را برعکس رفته و به دنبال درست کردن چند ده هزار Follower هستند. من اعتقاد دارم باید در ابتدا حرفی برای زدن داشته باشی و بعد از آن چند ده هزار نفر به آن توجه خواهند نمود. البته بعضی ممکن است تصورشان این باشد که بهتر است یک Base و تعدادی مخاطب ساخته شود و وقتی که به یک حدی رسید آن محصول و خدمات را به ایشان ارائه دهیم. اشکالی ندارد ولی نکته اصلی را به یاد داشته باشید. نکته اصلی آن محصول و خدمات و ارزش است. نکته اصلی آن است که از خود بپرسید آیا شما می توانید در مخاطب خود تحول ایجاد کنی؟ آیا شما راه حلی برای چالش ها و مشکلات مخاطب خود دارید؟ آیا شما می توانید به او در حل مسائل و رسیدن به اهدافش کمک کنید؟ این مهم است. نه آنکه چند نفر ما را Follow یا Like کرده اند یا چند نفر Comment گذاشته اند و از شما تعریف کرده اند و یا اینکه اسامی عجیب و غریب روی خودتان بگذارید. در این فضایی که چندین سال است کار می کنیم، مشاهده می نماییم افرادی که روی خود القابی همچون "سلطان فیزیک" و "استاد بین المللی ...." گذاشته اند. واقعاً این لفظ بین المللی چیست؟ شما به جز شهر خودت کجا رفته ای؟ با شهرها و کشورهای دیگر کاری ندارم، شهر دیگری حتی نرفته ای! لطفاً این القاب را کنار بگذاریم و بر تولید محصول و خدمات فوق العاده تمرکز کنیم.

یادم هست با یکی از دوستان و همکاران در این خصوص صحبت می کردیم که در اینجا همه افراد مشاور، Coach و مدرس بین المللی شده اند ولی هشتشان گرو نهشان است و دو مخاطب هم ندارند. خلاصه اینکه سعی کنیم اینگونه نباشیم. اول و مهمتر از همه ارزش (Value) است که تولید می کنیم.

نکته سوم آن است که در کار Expert Business و در کار و کسب تدریس، مشاوره، مربیگری، استادی و نویسندگی به یک سری مهارت نیاز دارید (تدریس، سخنرانی، مشاوره، Coaching، نویسندگی). اینها مهارت (Skill) است. باید روی آنها تمرین کنید و آنها را یاد بگیرید. اگر کسی هست که حرف و پیغامی دارد و می خواهد آن را به بقیه آموزش دهد ولی هنوز این مهارت ها را پیدا نکرده است باید دفتر و تقویمش را باز کند و بنویسد که من باید در اینجا کلاس بروم، در اینجا باید برای خواندن کتاب زمان بگذارم، در اینجا باید دوره ببینم، در اینجا می خواهم استاد (Mentor) برای خود استخدام کنم، اینجا می خواهم زمان بگذارم و سخنرانی خود را 10 بار جلوی آیینه بگویم و ... . بسیار مهم است که شما روی این مهارتها کار و تمرین کنید. حتی اگر هر پنج مهارت را هم نمی خواهید و فکر می کنید خیلی سخت است، حداقل از یک مهارت شروع کنید و آنرا به یک جایی برسانید. شما حرفی برای زدن دارید ولی آیا می توانید آن را به طور مناسب تدریس کنید؟ آیا روش های تدریس موثر و ارتباط با مخاطب را بلد هستید یا فقط آن حرف را می دانید؟ چقدر افرادی را دیده ایم که در حیطه خودشان استاد هستند ولی توانایی تدریس آن را ندارند. همه ما تجربه داریم. مثلاً فرد خدای تاریخ بوده است و به عنوان معلم تاریخ ما مهارت تدریس نداشته و همه سر کلاس خواب بوده اند. چقدر ما این تجربه را داشته ایم؟ در مدرسه، در دانشگاه، سمینارها و ... . تدریس یک مهارت است و شما باید آنرا یاد بگیرید و از همه مهمتر آنرا تمرین کنید. درباره آن بخوانید و دوره بگذرانید. یا مثلاً درباره نوشتن، شما باید بنویسید. باید بلاگ، مقاله و کتاب بنویسید تا در طی زمان موفق شوید. خیلی ها از من می پرسند شما که کتاب "1-2-3 بدرخش" را نوشتی و 25 هزار جلد ظرف چند ماه فروش رفت و پر فروشترین کتاب انگیزشی به زبان فارسی در جهان شده است، چگونه است که این قدر شانس داری؟ من 21 سال است که در ان بازی حضور دارم و 20 و اندی کتاب نوشته ام و کتاب اولم سه میلیون تومان ضرر داده است. آنها را چرا یادت نمی آید و این را نگاه می کنی. 21 سال تجربه پشت آن خوابیده است. ممکن است شما بگویید من این تجربه را ندارم و تازه شروع کردم. بسیار خوب ولی باید از یکجا شروع کنید. الان شروع کن. در شبکه های اجتماعی پست بگذار. روی پست هایت فکر کن. بلاگ بنویس. مقاله بنویس. E-book بنویس. Guide بنویس. از 4-5 صفحه شروع کن و کم کم رشد کن. این ها مهارت است و باید روی آنها کار کنیم. پس یادمان باشد این ها ذاتی نیست و کسی که از شکم مادرش بیرون می آید وبینار بلد نیست! چنین چیزی نداریم و معلوم است که مهارت شما در طی زمان با کنجکاوی، مطالعه، با انجام دادن، با اجرا کردن، با تمرین کردن باید بهتر شود و راه بهتر کردن آن است که تصمیم بگیری، مطالعه کنی، دوره بگذرانی، با استاد کار کنی، تقویمت را باز کنی و بنویسی من در روز قصد دارم این میزان ساعت روی این مهارت ها کار کنم. همچنین باید بپذیری در ابتدای کار که شروع می کنی خیلی خوب نیستی. همه ما هم اینگونه هستیم. همواره بهتر میشویم و لیکن هرگز Perfect و بی نظیر نخواهیم شد. همواره بهتر میشویم و جلو میرویم. در ابتدا خیلی خوب نیستیم. اولین سمینارهایی که می گذاریم احتمالاً صدایمان می لرزد و حرفهای نامرتبط می زنیم و یک سری چیزها یادمان می رود ولی کم کم بهتر میشود. باورتان نمیشود برای من هم همیشه اینگونه بوده است. در اولین کلاس هایی که داشتم مثل بید به خودم میلرزیدم. یک ربع قبل از رفتن به کلاس باید تمرکز و Meditation می کردم که چه چیزی می خواهم بگویم و اگر فلان سوال را بکنند و بلد نباشم چه اتفاقی می افتد. ولی امروز دیگر این مشکلات برطرف شده و برای رفتن جلوی 3 هزار نفر فقط یک دقیقه قبل تمرکز می کنم. امروز برای من خیلی بهتر شده است و بهتر هم خواهد شد. چراکه من همواره عاشق یادگیری هستم و دائم روی آن کار می کنم. یا مثلاً در مور نوشتن کتاب، کتاب اولم ضرر داد ولی کتاب های امروزم موفق است. بیش از دو میلیون جلد کتاب فروش رفت و به نظر من پر فروشترین کتاب های آموزشی است (آمار دقیق نداریم ولی شرکت های بخش این را می گویند). بنابراین این موضوع نیازمند تمرین و نوشتن داخل تقویمتان دارد که روی آن وقت بگذارید و تمرین کنید.

نکته چهارم آن است که برای موفقیت در Expert Business و در کار و کسب تدریس، مشاوره، مربیگری، سخنرانی و نویسندگی، بسیار مهم است که شما Side کسب و کار (Business) را بلد باشید. یعنی برای مسئله بازاریابی، برندسازی و فروش باید مهارت های خودتان را تقویت کنید. فقط این مهم نیست که من سخنران و نویسنده خوبی هستم. در این دوره و زمانه رقابتی با وجود اینترنت که هرکسی با موبایل می تواند از دور افتاده ترین شهرها بیاید و حرف خودش را بزند، شما باید با اصول برند سازی و بازریابی و فروش آشنا باشید وگرنه هشتتان گرو نهتان خواهد بود. خیلی ها در این خصوص مقاومت می کنند. در طی این سالها و به طور خاص چهار سال اخیر، با بیش از سه هزار صاحب کسب و کار در سراسر دنیا کار کرده ام. خیلی از افراد را که در Expert Business حضور دارند را دیده ام که نسبت به این موضوع مقاومت دارند. می گویند من روانشناسم و فروشنده نیستم، طرف مقابل باید خودش ارزش کار من را درک کند. کسانیکه اینگونه فکر می کنند همیشه در تقلا هستند (They’re always struggling) و هیچ وقت درآمد خوبی ندارند. استثنا ها را نگاه نکنید مثلاً بگویید کسی را می شناسم که روانشناس و مدرس است و اصلاً بازاریابی بلد نیست. آنها غالباً کسانی هستند که از 50 سال پیش در آن حرفه حضور دارند و مشتری دهان به دهان و ارجاعی (Referral) دارند. اغلب شمایی که در حال شروع کار هستید و این ویدئوی خاص برای شما است، این Network و Referral را ندارید. باید بلد باشید که چگونه برند خود را بسازید. چگونه بازاریابی کنید. باید با فروش آشتی کنید (که خود یک دنیا بحث است و توصیه می کنم کتاب "از تخصص به درآمد" را بخوانید و یا اگر دوست داشتید بطور مفصلتر دوره "1-2-3 جذب مشتری" بنده را استفاده کنید).

نهایتاً پنجمین نکته آن است که اگر حتی به عنوان مدرس، مشاور، مربی، سخنران یا نویسنده روی بازاریابی، برند سازی و فروشتان کار می کنید (کتاب می خوانید، دوره می گذرانید، کلاس میروید، سمینار میروید و روی آن کار می کنید) ولی نتیجه نمیگیرید (مثلاً از Social Media مثل اینستاگرام، تلگرام، فیس بوک، Pinterest، LinkedIn استفاده می کنید و تولید محتوا می نمایید، پست می گذارید، بلاگ می نویسید و Networking انجام می دهید و جواب نمیگیرید)، دلیل اصلی آن است که شما قیف های فروش طراحی شده ندارید. این خود یکی از بحث های قدری پیشرفته تر بازاریابی است که می خواهم فقط در خصوص آن به شما ذهنیت بدهم. کسانیکه پست های شبکه های اجتماعی را می گذارند، بلاگ می نویسند، ویدئو را درست می کنند، هر از گاهی در Networking حاضر می شوند، سمینار می روند، کتاب می خوانند و واقعاً دارند زحمت میکشند و کار می کنند و نتیجه نمی گیرند، دلیل اصلی آن است که با مفهوم قیف بازاریابی و فروش آشنا نیستند. اینها نیاز دارند که آموزش ببینند و یاد بگیرند و آن را طراحی کنند. مفهوم ساده ای نیست. باید با مفهوم آن آشنا شوید، آن را طراحی کنید (چه پیشنهادهایی باید به مشتریان بدهم و در چه مرحله ای از سفر مشتری و غیره). اگر این علم را نداشته باشید، عملاً در حال انجام یک سری کار تصادفی (Random) هستید. به نظر می رسد منظم است چراکه هر روز پست می گذارید، هفته ای یکبار بلاگ می نویسید و ... ولی اگر پشت آن (Back-End) را طراحی نکرده باشید، یک سری محتوا تولید کرده اید که چند نفر می بینند و دو نفر علاقه مند میشوندو فقط همین. تنها آگاهی ایجاد می شود ولیکن به این مرحله منتهی نمی شود که بازار هدف شما به خرید اقدام کنند، به استخدام کردن شما اقدام کنند، به آمدن به همایش شما اقدام کنند و غیره. این موضوع بسیار مهم است. در بازار امروز، کسانیکه نسبت به بازاریابی، فروش و مفاهیم نوین برندسازی مقاومت دارند، همواره هشتشان گرو نهشان خواهد بود. این درسی است که در این سال ها یاد گرفته ام. من به عنوان کسیکه در حیطه های خودم و نه در حیطه ای (از قدیم در حیطه آموزش زبان و در سال های اخیر در حیطه Coaching)، به هر حال برای خودم برندی هستم و نود درصد مخاطب در آن حیطه در جامعه فارسی زبان من را میشناسند، از این مفاهیم استفاده می نمایم. کسی که خودش جا افتاده است از این موضوعات استفاده می کند چراکه اگر این کار را انجام ندهم دیگران از آنها استفاده می نمایند و موفقیت خود را محدود کرده ام. اگر بدون اینها حدی از موفقیت را دارم، باید آنها را اضافه کنم که توفیقم بیشتر شود. این را به خود و مخاطبانم مدیون هستم. آدم های بسیاری هستند که به شنیدن حرفهای من نیاز دارند. من باید برای آنها این کار را انجام دهم. من باید برد خود را بزرگ کنم تا رسالتم را تعمیم دهم. شما هم باید اینگونه فکر کنید. من باید برای خانواده ام این کار را انجام دهم. اگر با یادگرفتن برندسازی و بازاریابی و فروش می توانم درآمد بیشتری داشته باشم و امنیت بیشتری برای خودم و خانواده ام ایجاد کنم، چرا در مورد این موضوعات در ذهنم مقاومت دارم؟ چرا فکر می کنم که چون من مدرس، نویسنده یا سخنران هستم نباید فروش را بلد باشم؟ اصلاً اینگونه نیست. یک سری باورهای محدود کننده وجود دارد که از بچگی در ذهنمان هست و پدر و مادرها و جامعه گفته اند. این باورهای محدود کننده را کنار بگذارید. دنیا، دنیای فراوانی است و برای همه هست. ما قصد نداریم حق کسی را بخوریم و کلاه برداری کنیم. ما می خواهیم ارزش (Value) بدهیم. ولی خوب باید این ارزش (Value) را یک سری افراد ببینند. باید بازاریابی درستی انجام دهیم. باید بتوانم مخاطبانم را قانع کنم که یک سری محصولات و خدمات می تواند زندگی آنها را عوض کند. مگر شما باور ندارید که محصول و خدماتت زندگی مخاطبت را عوض می کند؟ پس این متقاعدسازی را باید یاد بگیرید. اگر نتوانید، نه شما موفق شدید و نه آنها و نه شما رسالتت را عملی کرده ای.

این پنج درسی بود که در طی این سال ها یاد گرفتم و آنها را با شما در میان گذاشتم. انشاالله بازهم راجع به اینها و با جزئیات بیشتر با شما صحبت خواهم کرد. امیدوارم این بحث ها برای شما مفید بوده باشد.

عمیقتر این بحث ها را در کتاب "از تخصص به درآمد" خواهید خواند و اگر خیلی دوست داشتید که من مربی شما و در کنارتان باشم و کم کم باهمدیگر سیستم کاریتان را بسازیم که می توانید از دوره جامع "1-2-3 جذب مشتری" من استفاده کنید.

برای دوستانی که در ایران هستند میتوانید روی وب سایت www.shahabanari.com آموزش های بسیاری را دریافت کنید و با محصولات من آشنا شوید. دوستانی که خارج از ایران هستند می توانند روی وب سایت انگلیسی من www.northstarsuccess.com با محتواها، کلاس ها، سمینارهای من آشنا بشوید.

خدمت گذاری به شما افتخاری است. خیلی دوستتان دارم. مرسی که هستید. برای همه تان بهترین ها را آرزو می کنم. ما یک درصدی هستیم. خدا نگهدار.

 

برای اطلاع بیشتر از کتاب "از تخصص به درآمد" دکتر اناری (فرمول قدم به قدم برای کسب درآمد بالا از دانش و مهارت تخصصی) اینجا را کلیک کنید.

Comments

نظر دهید