چطور پشتکار داشته باشیم. بخش دوم: زحمت کشیدن درست و زحمت کشیدن غلط

در این ویدئو، دکتر اناری در ارتباط با اصول چهارگانه تمرین عامدانه صحبت می‌کند و به این سوال پاسخ می‌دهد که "چرا پشتکار و انگیزه ندارم"؟

بخش اول این سلسله محتوا را در اینجا ببینید

سلام به تمامی دوستان عزیز، در این ویدئو می‌خواهم در ادامه مباحث قبلی، در مورد موارد زیر صحبت کنیم:

  • چرا اراده‌ام ضعیفه؟
  • چرا انگیزه‌ام کم میشه؟
  • چرا وسط کار نااُمید می‌شوم؟
  • چرا در کار پیوستگی ندارم؟
  • چرا عملگرا نیستم؟
  • چرا حسش نیست؟

این‌ها جملاتی است که خود شما برای من نوشتید. پس ببینیم در این زمینه چکار باید کرد.

بحث اراده و انگیزه بسیار موضوع گسترده‌ایست و من در این زمینه یک کتاب و یک دوره جامع به اسم "یک دو سه بدرخش" دارم که در آن این موضوع را آموزش می‌دهم. بنابراین اگر بخواهم در یک ویدئو به همه موارد بپردازم، طبیعتاً امکانش نیست. اما این موضوع را در چند ویدئو مختلف تقسیم کرده‌ام و می‌خواهم در موردش صحبت کنم که چرا اراده و پشتکار نداریم و چرا انگیزه‌ی ما در حین کار پایین می‌آید؟ چرا با وجود اینکه هدف داریم، اما پیوستگی نداریم؟

در ویدئو قبلی که به همراه متن در وبسایت فارسی من به اسم shahabanari.com موجود هست، در مورد علاقه صحبت کردیم. گفتیم که یکی از دلایلی که پشتکار و انگیزه نداریم این است که علاقه‌ خود را درست تشخیص ندادیم. خیلی‌ها می‌گویند هدف دارند اما مطمئن نیستند که این مسیر برایشان درست هست یا خیر، این همان مسئله هست که علاقه خود را درست تشخیص ندادید. در آن ویدئو گفتیم که بحث علاقه مانند یک صاعقه در ذهن ما ایجاد نمی‌شود که پس از آن بفهمیم چه علاقه و چه هدفی داریم. اشاره کردیم که سه مرحله باید طی شود، بحث discover، develop و deepen را مطرح کردیم، اینکه انسان در ابتدا باید علاقه‌اش را کشف کند، سپس آن را توسعه دهد و نهایتاً آن را تعمیق دهد. در اینجا نمی‌خواهم مطالب قبلی را تکرار کنم. به شما پیشنهاد می‌کنم به وبسایت من سر بزنید و ویدئو و متن آن را ببینید، مفصل در آنجا توضیح داده‌ایم.

در این ویدئو و در ادامه مبحثی که چرا پشتکار و اراده و انگیزه ندارم، می‌خواهم این را بگویم که اگر هدف‌گذاری کرده‌ایم و علاقه خود را می‌دانیم، در این مسیر می‌خواهیم قدم بگذاریم و مطمئنیم که مسیر ماست، به عنوان مثال در زمینه شغلی، اگر می‌خواهیم آشپز شویم، پزشک شویم، وکیل شویم، یا در زمینه کسب‌وکار، می‌خواهیم یک بیزینس را ایجاد کنیم یا یک خدمات را ارائه دهیم و غیره، اگر این را می‌دانیم اما باز هم پشتکار و اراده و انگیزه نداریم و وسط راه کم می‌آوریم، در اینجا می‌خواهم به یک دلیل دیگر بپردازم که باعث کم شدن پشتکار و انگیزه می‌شود، و آن “تمرین کردن اشتباه است. چطور باید درست تمرین کرد؟

"چرا من هدف و علاقه خود را می‌شناسم و در مسیرش حرکت و تلاش و برنامه‌ریزی می‌کنم، اما پیشرفت نمی‌کنم؟ چرا درجا می‌زنم و حتی گاهی پسرفت می‌کنم؟ چرا این اتفاق می‌افتد؟"

در سال‌های اخیر خصوصاً 50 سال گذشته، تحقیقات وسیعی در بحث روانشناسی مثبت بر روی افرادی که دستاوردهای بسیار بزرگی داشتند انجام شده است، چه در بحث تحصیل، چه در علم و دانش، چه در هنر، چه در ورزش و چه در بیزینس. و البته در کنار این مسئله، تجربه شخصی خود من به عنوان کسی که درگیر تحصیل و بحث رقابتی کنکور داخل ایران بودم، یا درگیر ساختن بیزینس در چند صنعت مختلف بودم، درگیر بحث مهاجرت و شروع از صفر بودم، و همینطور به عنوان یک مربی و معلم با هزاران نفر کار کرده‌ام. پس تجارب خودم را هم به آن اضافه می‌کنم و این را به شما می‌گویم که اگر ما زحمت می‌کشیم، تلاش می‌کنیم، وقت و انرژی می‌گذاریم اما نتیجه نمی‌گیریم، تمرین ما و نوع وقتی که می‌گذاریم اشتباه است.

تمرین درست و وقت گذاشن صحیح چهار خصوصیت و ویژگی دارد که امروز می‌خواهم در موردش صحبت کنم، برای هر دو گروه مخاطب اصلی من یعنی دانش‌آموزان یا دانشجویان، و صاحبان کسب‌وکار که سال‌های سال هست با آن‌ها کار می‌کنم و تجربه زیادی دارم. اگر شما جزء این دو گروه هستید قطعاً مثال‌های مرتبطی از صحبت‌های من پیدا خواهید کرد، اگر جزء این دو گروه هم نیستید، باز هم احتمالاً 4 نکته اصلی که عرض می‌کنم بسیار به درد شما خواهد خورد و خواهید دید که در مورد شما نیز صادق هست.

پس سوال اصلی این هست: "من یک هدف و یک علاقه دارم، اما هر چقدر که برایش زحمت می‌کشم نتیجه‌ای نمی‌گیرم. کجای کارم اشکال دارد؟ کجای تمرین کردنم ایراد دارد؟ به عنوان مثال اگر دانش‌آموز یا دانشجوام، کجای درس خواندن یا امتحان دادنم مشکل دارد؟ اگر صاحب بیزینس هستم، کجای مارکتینگ یا فروش یا branding ام مشکل دارد؟ چطوری این را درست کنم؟"

تمرینی که منتهی به تسلط، استاد شدن، رشد و موفقیت شود، 4 خصوصیت دارد و به این تمرین اصطلاحاً گفته می‌شود deliberate practice یا تمرین عامدانه. می‌خواهم در مورد خصوصیت‌های آن با شما صحبت کنم و مثال‌های عینی و واقعی بزنم که ببینید برای شما هم این مسئله صادق هست.

  1. نکته اول: برای هر جلسه تمرین، هر مدت تمرین یا هر دوره‌ای که می‌خواهیم زحمت بکشیم تا به چیزی برسیم، هدفی که برایش می‌گذاریم، باید یک پله از توان فعلی خود بالاتر باشد.

مهم است به این توجه کنید که خیلی‌ها تجربه می‌آموزند اما آدم‌های باتجربه‌ای نمی‌شوند. خیلی زحمت می‌کشند اما رشد نمی‌کنند. شاید این را شنیده باشید که یک نفر 20 سال تجربه دارد اما نفر دیگر، یک سال تجربه را 20 سال تکرار کرده است. خوب دقت کنید. یعنی چی؟ یعنی خیلی از اوقات می‌بینید که دانشجویی ساعت‌ها روی موضوعی وقت می‌گذارد یا صاحب کسب‌وکاری سال‌ها در زمینه‌ای فعالیت می‌کند، اما خیلی فوق‌العاده نمی‌شود، بسیار معمولی و عادی و نصفه نیمه نتیجه می‌گیرد. چرا که همان کاری که روز اول کرده، روز دوم و سوم هم تکرار کرده است. یعنی یک کار را 20 بار تکرار کرده است.

مسئله اولی که در تمرین عامدانه وجود دارد این است که شما از امروز به فردا، این این هفته به هفته بعد، از این آزمون به آزمون بعد، از این کمپین بازاریابی به کمپین بعدی، باید هدف خود را یک پله از چیزی که الان در توان شما هست فراتر بگذارید. به این هدف کششی stretch goal می‌گویند، یعنی هدفی که شما را کمی جلو ببرد.

یک مثال بهتر. به عنوان مثال من یک دانش‌آموز هستم، آزمونی می‌دهم و نتیجه آزمون می‌آید. نتیجه را نگاه می‌کنم و می‌بینم که در این مبحث، در این درس، مشکل دارم. پس برای آزمون بعدی، یک پله، فراتر از وضعیت فعلی خود هدف می‌گذارم. اگر مثلاً یک ماه دیگر آزمون دارم می‌گویم این درس را الان 40 درصد زده‌ام، آزمون بعدی باید 50 درصد بزنم. یک پله فراتر. نمی‌گویم الان 40 درصد زده‌ام، دفعه بعد باید 90 درصد بزنم. یا مثلا از درک مطلب زبان انگلیسی از 5 سوال یکی جواب دادم دفعه بعدی هر 5 تا را جواب دهم. شاید در مواقع استثنایی و اتفاقات موردی و تصادفی شما بتوانید این کار را انجام دهید، اما در 99 درصد اوقات این انتظار غیر منطقی است.

یک مثال در حوزه بیزینس. فردی یک متن فروش آماده می‌کند و آن را تمرین و اجرا می‌کند، در محل فروش به چندین نفر محصول و خدماتش را ارائه می‌دهد. تا یک حدی این متن نتیجه می‌دهد. مثلاً از هر 100 نفر، به 20 نفر می‌تواند محصول خود را بفروشد. این فرد باید چند روز روی این متن فروش کار کند تا برای ماه بعد، از 100 نفر، 25 نفر بفروشد. نباید هدفش این باشد که از 20 فروش با یک بشکن به 90 فروش برسد. این هدف مسخره و نشدنی است و فقط خود را تحت فشار قرار می‌دهد.

نکته‌ای که بسیار مهم است اینه که این هدف‌گذاری را در کوتاه مدت برای خود انجام دهی. اگر آن دانش‌آموز کارنامه خود را تحلیل نکند و هدف کششی برای خودش انتخاب نکند و همان روال قبلی را ادامه دهد و سر آزمون برود و امیدوار باشد که نتیجه عوض شود، این اتفاق نخواهد افتاد. اگر آن صاحب کسب و کار همان متن فروش و همان روش فروش را تکرار کند و امیدوار باشد که ماه آینده بهتر باشد، این اتفاق نمی‌افتد. باید ارزیابی انجام گیرد و یک پله فراتر هدف‌گذاری شود.

هدفی که می‌گذاریم باید کششی باشد (stretch goal) یعنی یک پله از توان فعلی ما فراتر.

 

  1. نکته دوم: حالا در مرحله دوم باید با تمام قوا، تمرکز و دقت، در مدتی که برنامه‌ریزی کرده‌اید، روی این هدف کار کنید.

وقتی که هدفت را مشخص کردی، به عنوان مثال آن دانش‌آموز می‌خواهد یک سوال بیشتر جواب دهد یا آن صاحب بیزینس بجای 20 نفر، 25 نفر از 100 نفر بفروشد، باید با جدیت روی آن کار کنید. خیلی از اوقات این کار و تمرین کردن هم بصورت فردی و انفرادی است.

مثلاً یک شناگر می‌گوید 100 متر را در n ثانیه طی می‌کند، هدفش را برای دفعه بعدی نیم ثانیه زودتر قرار می‌دهد، و برای رسیدن به آن هر روز چهار پنج ساعت روی آن کار می‌کند، یا دانش‌آموز روزی چند ساعت فقط روی آن مبحث کار می‌کند تا در اثر تکرار آن را بهتر کند. یا مثلاً یک خواننده می‌گوید تا حالا بازه 1.5 اُکتاوی را اجرا می‌کرده، حالا برای دو هفته بعدی، یک نوت دیگر به آن اضافه کند، و با تمام تمرکز فقط روی این کار می‌کند. تکرار و تکرار و تکرار. تا به هدف کششی خود برسد. آن صاحب کسب و کار، باید روی offer خود یا نحوه ارائه کالای خود کار کند تا دفعه بعدی بتواند فروش بیشتری داشته باشد.

حالا نکته‌ای که می‌بینیم چه هست؟ افراد خیلی از اوقات آن تمرکز لازم را ندارند. مثلاً آن دانش‌آموز آزمون را می‌دهد، بررسی هم می‌کند، هدف هم می‌گذارد، اما تمرکز در آن حیطه ندارد و به کارهای دیگر مشغول می‌شود. یا اگر در آن حیطه کار می‌کند، چون سخت است و زحمت زیادی می‌خواهد و چون در آن ضعف دارد، مدام از آن فرار می‌کند. یا آن صاحب بیزینس، مثلاً اگر می‌خواهد روی "روانشناسی فروش" یا اهرم‌هایی که می‌خواهد ذهن افراد را مجاب به خرید کند، کار کند، چون می‌بیند این موضوعات را بلد نیست و سوادش را ندارد و برای آن دوره ندیده یا کتابی مطالعه نکرده است و در کل برایش سخت هست، آن را رها می‌کند و سراغ کارهای ساده‌تر می‌رود. مثلاً در فضای مجازی پست می‌گذارد یا تلفن می‌زند و غیره. پس روی آن چیزی که لازم هست تمرکز نمی‌کند.

پس خیلی مهم است برای بخشی که ضعف داریم و هدف کششی گذاشته‌ایم، تمرکز کامل کنیم. اغلب ما از چیزهایی که ضعف داریم فرار می‌کنیم. بسیار مهم است که نگاه خود را به ضعف‌هایمان عوض کنیم. در نتیجه در حیطه‌هایی که قوی هستیم باید آن را حفظ کنیم و با صرف یک زمان حداقلی و منطقی قوی نگه داریم، و در قسمتی که مشکل و ضعف داریم کار کنیم. آن صاحب کسب و کار باید در آن قسمتی که آمار و ارقام می‌گوید ضعف دارد تمرکز کند. در اینجا اکثر ما آدم‌ها از ضعف خود فرار می‌کنیم و دوست داریم در قسمتی که قوی هستیم و بلدیم کار کنیم. اگر می‌خواهید رشد کنید باید روی آن ضعف کار کنید.

آیا کار ساده‌ایست؟ خیر! آیا کار لذت‌بخشیست؟ معمولاً نه!

طبق تحقیقات ثابت شده علمی در سطح دانشگاهی، از افراد موفق در حیطه‌های مختلف مانند علمی، تحصیلی، بیزینس، ورزش و هنر، وقتی سوال شده است که "آیا وقتی آن تمرین را انجام می‌دادی لذت می‌بردی؟" غالباً جواب می‌دادند که نه. "پس چطوری ادامه می‌دادی؟" به آخرش نگاه می‌کردم. پس نوع نگاه تفاوت دارد. یک نفر از این تمرین لذت نمی‌برد و فقط به گذشته نگاه می‌کند که چقدر سخت بود و نگاه منفی و ناامیدانه دارد. در مقابل آن، نگاه به آینده، نگاه به بُعد قوت و نگاه به اینکه در آخر به کجا خواهی رسید.

تجربه برای همه یکسان است. فکر نکنید اگر کسی رتبه اول است یا درسی را 100 درصد میزند، از آن درس خواندن خیلی لذت می‌برد، نه لزوماً این‌گونه نیست. من خودم رتبه یک کنکور بودم. لذت می‌بردم اما نه اینکه بگویم این بهترین کار زندگی‌ام است. خیلی چیزهای لذت‌بخش‌تر از آن هم برای من وجود داشته است.

یک آماری هم هست که کسانی که این را تبدیل به یک عادت می‌کنند، بیشتر هم لذت می‌برند. اما تحقیقات نشان داده که تمرین عامدانه لذتش از بقیه فعالیت‌ها کمتر است. سختی‌اش هم از بقیه فعالیت‌ها بیشتر است. اما کسانی که نگاه به آینده و مثبت دارند، ایستادگی می‌کنند و نتیجه می‌گیرند.

فکر نکنید کار کردن روی نقاط ضعف و درس‌هایی که ضعیف هستید، لزوماً باید خیلی لذت‌بخش باشد، انگار که در ساحل نشسته‌اید و آبمیوه می‌خورید. اصلاً این حس نیست. اگر مصاحبه‌های ورزشکاری مثل مایکل فلپس که در المپیک مدال‌های طلای شنا را می‌گیرد بخوانید می‌بینید که می‌گوید هر روز 5 صبح که برای تمرین به استخر می‌رفته است، از عضله‌درد می‌خواسته به خودش فحش دهد، اما باز هم ادامه می‌داده است. با فکر به اینکه به موفقیت خواهد رسید و آن مدال با ارزش را خواهد گرفت و افتخار کسب خواهد کرد و اینکه با هر جلسه تمرین رکوردِ بهتری ثبت می‌کرد، این موضوع به او انگیزه می‌داد.

خیلی از دانش‌آموزها از من می‌پرسند "شما رتبه یک کنکور شدی، آیا آن سال کنکور را دوست داشتی؟" معلومه که دوست داشتم. "آیا تجربه اینکه آنقدر زحمت بکشی و شب دیر بخوابی و صبح زود بیدار شوی لذت‌بخش است؟" نه! ولی آخرش لذت‌بخش شده است. یعنی این مسیر را می‌روی، به اُمید آنکه به چیزی که لذت‌بخش است برسی. این نکته بسیار مهمی است.

  1. نکته سوم: گرفتن فیدبک یا بازخورد است. به عنوان مثال اگر دانش آموز هستید، بعد از آزمون آن را تحلیل کنید، اینکه چه نمره‌ای گرفتم، چقدر رشد کرده‌ام، کدام مبحث را بلدم و کدام را ضعیف هستم، یا نسبت بقیه چه شرایطی دارم. اگر صاحب بیزینس هستید بعد از هر کمپین، آمار را تحلیل کنید. اینکه چند نفر دیده‌اند، چند نفر خرید کرده‌اند یا چند نفر کلیک کرده‌اند.

این تحلیل حتماً باید بلافاصله بعد از انجام آن کار باشد. یعنی درست بعد از آزمون این تحلیل صورت گیرد. یا فردای هر کمپین آن را تحلیل کنید. تا به این صورت درس‌هایی که لازم است گرفته شود تا بتوانید برای رشد بیشتر آن‌ها را پیاده کنید.

اینجاست که نقش یک مشاور و مربی و کُچ که در کارش حرفه‌ایست، بسیار موثر است. خود شما نیز می‌توانید این کار را انجام دهید اما یک مشاور و مربی اگر باشد این کار را برای شما دقیق انجام می‌دهد. حتی این مشاور می‌تواند پدر یا مادر شما باشد، حتماً نباید که دکترای روانشناسی داشته باشد! هر کسی می‌تواند این کار را برای شما انجام دهد، اما یک سری خصوصیات دارد. مثلاً اینکه شما را قضاوت نکند، بصورت عینی نظر دهد نه بر اساس نظر شخصی، شما را به جلو حمایت و تشویق کند، زخم زبان نزند و غیره. این‌ها بخشی از ویژگی‌های یک مشاور و مربی هست که در این زمینه در وبسایت یک ویدئو موجود است. پس اگر خودمان این فیدبک را داشته باشیم خوب است، اما خیلی بهتر است اگر یک پشتیبان و مشاور به من بگوید "ببین شهاب، تو اینجا داری خوب عمل میکنی اما اینجا باید یه کاری بکنی. اینجا عالیه اما اونجا باید بهتر شه."این که هم بُعد مثبت را ببیند و هم بُعد منفی را. کسانی که مستقیم با من کار کردند این را می‌دانند، که من همیشه در کلاس‌ها و کنفرانس‌هایم وقتی که تمرین گروهی و دو نفره انجام می‌دهیم، همیشه این را می‌گویم که هنگام فیدبک دادن، هم خوبی‌ها را بگویید و هم بدی‌ها را. یعنی چیزهایی که خوب است گفته شود تا بتواند آن را نگه دارد، و چیزهایی که می‌تواند بهتر شود هم گفته شود تا روی آن نقطه ضعف بیشتر کار کند.

  1. نکته چهارم: روی آن فیدبک فکر کنیم و عملکرد خود را تصحیح کنیم.

مثلاً آن دانش‌آموز، بعد از آزمون آن را تحلیل می‌کند و روی آن فکر می‌کند و یک هدف‌گذاری جدید می‌کند و عملکردش را تصحیح می‌کند. یا آن صاحب کسب و کار، وقتی نتایج و آمار می‌آید می‌بیند که این تعداد خرید کردند یا محصول را دیدند، پس روی آن فکر می‌کند و درس می‌گیرد و عملکردش را تصحیح می‌کند. یعنی مثلاً اینجا عکسش عوض شود، اینجا دکمه‌اش سبز شود، متنش را تغییر دهم. یا آن دانش‌آموز به این نتیجه می‌رسد که کدام مبحث را بیشتر بخواند یا روی یک نوع از سوال بیشتر کار کند.

این فکر کردن خیلی مهم است. خیلی از آدم‌ها همه موارد قبلی را دارند، اما فکر نمی‌کنند. مثلاً دانش‌آموز هدف را تعیین می‌کند، تلاش می‌کند درس می‌خواند، آزمون می‌دهد، نتیجه آزمون را می‌بیند اما فکر نمی‌کند. همان کار قبلی را دوباره تکرار می‌کند. پس هیچ فرقی حاصل نمی‌شود.

If you always do what you’ve always done, you’ll always be what you’ve always been.

"اگر همان کاری را بکنی که همیشه کردی، همانی خواهی بود که همیشه بودی"

اگر من شنا می‌کنم و مربی یک فیدبک به من می‌دهد که برای بهتر شدن رکوردت باید چکار کنی، من باید فکر کنم و از نظرات مربی استفاده کنم و آن را برای خودم شخصی کنم، و به این نتیجه برسم که اگر مثلاً گردنم را بیشتر خم کنم رکوردم بهتر خواهد شد. یا آن دانش‌آموز اگر فکر کند که اگر برای آن سوال طور دیگری عمل کند بهتر نتیجه خواهد گرفت. یا صاحب کسب و کار، مثلاً به این نتیجه می‌رسد که اگر جای مطالب را در ارائه‌اش عوض کند، فروشش بیشتر خواهد شد.

فکر و تصحیح.

 

اگر بخواهم خلاصه‌ای از مطالب عنوان کنم، یکی از دلایل اصلی که ما پشتکار و اراده و انگیزه نداریم و وسط کار کم می‌آوریم، این است که تلاش‌ها و زحمات ما نتیجه نمی‌دهد یا تمرین‌های ما بخوبی پیشرفت نمی‌کند. اشکال ما این است که تمرین‌های ما تکرار است. تکرار بی هدف. تمرین و زحمتی جواب می‌دهد که "تمرین عامدانه" باشد و 4 خصوصیت دارد:

  1. یک هدف کششی تعیین کنید، یک پله فراتر از چیزی که الان هستید.
  2. با تمام قوا و تمرکز در مدت معین روی آن نقطه ضعف کار کنید.
  3. فیدبک بگیرید، کارنامه ببینید، آمار ببینید، یک مشاور و مربی داشته باشید.
  4. روی همه مراحل فکر کنید و عملکرد خود را تصحیح کنید.

 

و حالا دو نکته پایانی:

  1. تمرین عامدانه لزوماً نباید لذت‌بخش باشد. باید نگاه خود را نسبت به آن عوض کنیم. فکر نکنیم که اگر روی نقطه ضعفم کار می‌کنم باید خیلی لذت‌بخش و سهل باشد. اتفاقاً معمولاً کار بسیار سختی است. معمولاً هم خیلی لذت‌بخش نیست. اما با تغییر نگاه از گذشته به آینده و با امید به آینده، می‌توانید آن را لذت‌بخش‌تر کنید.
  2. تمرین عامدانه با اینکه سخت است و انرژی و تمرکز بیشتری می‌طلبد، اما تعداد ساعتی که در روز به آن اختصاص می‌دهید محدود است. تحقیقات وسیعی در این زمینه خصوصاً توسط آقای آندرس اریکسون، روانشناس معروف، انجام شده است، نشان می‌دهد که افرادی که در سطح جهانی به موفقیت رسیدند، به ندرت بیشتر از 5 ساعت تمرین عامدانه در روز می‌توانستند انجام دهند. پس حتی اگر یک ساعت، دو ساعت، سه ساعت تمرین عامدانه با ویژگی‌هایی که گفته شد، انجام دهید، فوق‌العاده است. فکر نکنید که 24 ساعت در روز می‌توانید مانند مایکل فلپس شنا کنید، خیر! شدنی نیست!

همچنین آمار دیگری از مطالعات آقای اندرس اریکسون بدست آمده، این است که برای رسیدن به سطح جهانی عملکرد در یک حیطه، به 10 هزار ساعت تمرین عامدانه نیاز دارید. مثلاً برای رسیدن به مدال طلای المپیک، یا گرفتن جایزه نوبل، یا رسیدن به رتبه اول یا دوم در یک بیزینس در جهان. خیلی از اوقات هدف ما به این بزرگی نیست، پس احتمالاً به ساعت‌های کمتری نیاز دارید، اما اینگونه نیست که با بشکن زدن و به راحتی به هدف خود برسید. پس برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود، باید ده‌ها، صدها، بلکه هزاران ساعت تمرین عامدانه انجام دهید.

بخش سوم این سلسله مطلب را اینجا بخوانید.

 

برای اطلاع بیشتر از کتاب پرفروش 1-2-3 بدرخش دکتر اناری (رموز رسیدن به عملکرد حداکثری و ورود به 1 درصد برتر) اینجا را کلیک کنید.

Comments

توسط کاربر ناشناس در 2019-01-03 08:48

بسیار عالی

توسط Pegah در 2019-01-04 05:50

استاد عالی بود ادامه بدید این بحثو خیلییی ممنون عالی بود

توسط فریده در 2019-01-10 17:07

بسیار بسیار عااالی،مشکل خیلی از ماها رو گفتین.
لطفا باز هم در این موارد بگین

توسط امیرر در 2019-01-16 04:51

عالی استاد

نظر دهید