روی اعصاب کسی رفتن

فردی، موضوعی، اتفاقی، موقعیتی روی اعصابتان است؟ یادتان باشد در این مواقع، 5 انتخاب دارید که در این ویدیو برایتان شرح می دهم تا بدانید کنترل در دستان شماست.

 

پنج انتخاب برای وقتی که چیزی روی اعصابتان است

سلام. من دکتر شهاب اناری هستم.

برای همه ی ما پیش آمده است که در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که نامطلوب است. به ما انرژی منفی می دهد و از آن لذت نمی بریم. این شاید ارتباط با افرادی است که شاید روزمره یا هفتگی با آن ها در ارتباط هستیم. دوست، همکار، شاید یکی از افراد خانواده، شاید رئیس مان، شاید کارمندمان یا مشتری مان است و انرژی منفی از آن می گیریم و اصطلاحا حال خوبی در آن رابطه نداریم. یا ممکن است بحث این باشد که در یک شرایطی هستیم مثالا شغلی داریم که آن را نمی پسندیم، رشته ی تحصیلی را دنبال می کنیم که آن را دوست نداریم، در بیزینس مان در حال مراوده با کسی هستیم که خلاصه آن شخص را نمی پسندیم و از آن انرژی منفی می گیریم. ما در برخورد با چنین شرایطی و چنین افرادی چه انتخاب هایی داریم؟

من می خواهم امروز خدمت شما عرض کنم که همیشه در برخورد با چنین شرایطی ما پنج انتخاب داریم. اجازه بدهید این پنج انتخاب را برای شما بشمارم و بعد در قالب یک مثال برایتان توضیح دهم. این پنج انتخاب، این ها هستند:

1 – قربانی شرایط بمانیم.

2 – شرایط را عوض بکنیم.

3 – تفسیرمان از شرایط را عوض بکنیم.

4 – شرایط را بپذیریم.

5 – آن شرایط را ترک کنیم.

حال اجازه بدهید برای آن که بیشتر بتوانم موضوع را باز کنم، یک مثال بزنم.

فرض کنید که شما رفته اید در یک رستوران به هوای این که یک غذای خوب بخورید آرامش داشته باشید و چند دقیقه ای و شاید یک ساعتی را با خودتان خلوت بکنید. می روید، پشت میز می نشینید و غذای خود را سفارش می دهید و آن ها غذایتان را برایتان می آورند.

در همان حین، گروهی می آیند و در میز کنار شما می نشینند و شروع می کنند با سر و صدای خیلی بالا و بلند، قاشق های خود را می کوبند چنگال هایشان را می کوبند کاردهایشان را می کوبند. با هم با صدای بلند صحبت می کنند و حتی در آن حین ممکن است الفاظی را به کار ببرند در صحبت با هم که مطابق میل شما نباشد و خلاصه آهسته آهسته شروع می کنند و روی اعصاب شما می آیند و شما را ناراحت می کنند.

حال ما می خواهیم ببینیم در برخورد با این مورد خاص، ما چطور می توانیم برخورد کنیم. یادتان هست که من گفتم پنج انتخاب وجود دارد. اگر بخواهم به صورت فهرست مرور کنم در چنین موردی اگر کسی بخواهد انتخاب اول را در واقع بپذیرد و جلو برود، یعنی در واقع قربانی شرایط باشد، فردی می شود که یا خودخوری می کند در خودش می ریزد غصه می خورد ناراحت می شود و به خود می گوید "این چه وضعی است؟ من آمده ام اینجا آرامش داشته باشم ولی شرایط همین طور است مملکت همین طور است هموطن های من همین گونه هستند هیچ کس به فکر من نیست و ..." یا ممکن است در واقع عصبانی شود و واکنش نشان دهد و داد و بیداد کند و هم خودش و هم دیگران را ناراحت بکند. این همان "قربانی شرایط ماندن" است.

اما انتخاب دوم، این است که شرایط را عوض کنیم. یعنی برای مثال فرد می تواند این انتخاب را داشته باشد که گارسون را صدا می کند و بگوید: "آقا/خانم لطف کنید یک لحظه تشریف بیاورید! من آمده ام در اینجا تا آرامش داشته باشم و غذا بخورم. این گروه حق دارند هر کاری دلشان می خواهد انجام دهند ولی یک مقدار دارند من را اذیت می کنند حال یا لطف کنید به انها تذکر بدهید یا اگر سیاست شما این نیست لطفا میز من را جابجا کنید من یکم دورتر بروم که بتوانم آرامش داشته باشم." این یک انتخاب است.

انتخاب سوم این است که ما تفسیرمان را از شرایط عوض کنیم. یعنی چه؟ یعنی ممکن است که ما داریم انرژی منفی می گیریم به خاطر این که حس می کنیم این افراد آمده اند و خودخواهی می کنند و می خواهند سو استفاده بکنند از شرایط و می خواهند خلاصه فقط فکر خودشان هستند و اصلا فکر بقیه نیستند که این یک حس بدی به انسان می دهد و باعث می شود انسان ناراحت شود ولی شاید یک تفسیر دیگر هم این باشد که برای مثال یک اتفاق خیلی فرخنده و هیجان انگیز برایشان رخ داده است و اقتضای سنشان این است که شاید حواسشان به بقیه نیست و آمده اند و لذت می برند و چند دیقه فوق العاده ای را با خودشان سر می کنند. لزوما هدفشان ناراحت کردن بقیه نیست ولی صرفا دارند به این شکل هیجان خودشان را به همدیگر نشان می دهند که حسی بهتر نسبت به حالت های قبل به انسان می دهد.

انتخاب چهارم، همانطور که در صحبت هایمان بود، این است که شرایط را بپذیریم.

شرایط را بپذیریم یعنی چه؟

یعنی این که بیاییم بگوییم "اوکی! شرایط همین هست که هست!" حال من اینجا این انتخاب را دارم که غصه بخورم، خودخوری کنم عصبانی بشوم یا واکنش نشان بدهم یا تذکر بدهم و ... یا می توانم بگویم "همینی است که هست! زندگی همیشه مطابق میل انسان نیست شاید من هم اگر در این شرایط بودم رفتارهایی کرده ام و حواسم نبوده است که در واقع اثرات آن بر بقیه افراد چه خواهد بود، خوب است که انسان در آیینه ی رفتار دیگران خودش را ببیند و بشناسد." و این حس، یک حس تجربه یک حس رشد یک حس خود شناسی و یک مورد فوق العاده ای است که هم باعث می شود ما شرایط را بپذیریم و انرژی منفی از آن دریافت نکنیم و هم باعث می شود که یک مقدار در واقع انسان و خودمان را بهتر بشناسیم.

و اما انتخاب پنجم، این است که طبیعتا شرایط را ترک کنیم یا از آن خودداری کنیم.

برای مثال در این مورد خاص، این است که اطلاع بدهیم به گارسون که اینجا شرایط مطلوب ما نیست و بلند شویم و برویم یا در موارد مشابه، خودداری  کنیم و در برخورد با آن فرد خاص قرار نگیریم سعی کنیم جواب تلفن او را ندهیم سعی کنیم آن فردی که روی اعصابمان است را کمتر ببینیم و کمتر در نزدیکی آن شخص باشیم و خلاصه از آن ارتباطاتی که باعث می شود ما ناراحت و اذیت بشویم را یک مقدار خودداری کنیم. طبیعتا این پنج انتخاب، در شرایط مختلف متفاوت هستند و ممکن است هرکس در هر شرایطی یکی را انتخاب کند یعنی یک انتخاب واحد برای همه نیست اما یادتان باشد اگر خوب دقت کرده باشید به حرف های من، از مجموعه ی پنج انتخاب، فقط انتخاب اول است که انتخاب بدی است و باعث می شود که شما دائما پر از انرژی منفی شوید و هرکدام از چهار انتخاب دیگر می توانند انتخاب های خوبی باشند که حداقل باعث می شود که شما پاسخ مثبتی به شرایط بدهید و کنترل شرایط را به عهده بگیرید و تصمیم بگیرید که "من می خواهم این شرایط را کنترل کنم و در واقع در معرض انرژی منفی دیگران نباشم و با انرژی آن ها پایین نروم."

حال من می خواهم از شما خواهش بکنم به شرایط خودتان فکر کنید. افرادی که اصطلاحا روی اعصابتان هستند اذیتتان می کنند آن رابطه هایی که مطلوبتان نیست و شاید احساس می کنید در آن ها گیر افتاده اید و آن شرایطی که شاید در تحصیلتان در کارتان در بیزینستان مطابق میلتان نیست فکر بکنید و ببینید که کدامیک از این پنج انتخاب می تواند انتخاب صحیحی برای شما باشد.

"آتش زندگی و کسب و کارتان را روشن کنید."

 

ویدیو را اینجا ببینید و برای عزیزانتان بفرستید:

برای دریافت فیلمهای انگیزشی و محتواهای آموزشی رایگان (در مباحث کوچینگ)، در پایین صفحه ایمیلتان را وارد نمایید.

فایل صوتی: 

Comments

نظر دهید